خانه
گاما

درسنامه آموزشی اصول عقاید (2) کلاس یازدهم معارف

درس 2: ویژگی‌های پیامبران

بازدید783
تاریخ بروزرسانی1403/11/16

در درس گذشته دانستیم که خدای حکیم با فرستادن پیامبران به نیازهای بنیادین انسان در خصوص شناخت هدف زندگی، درک آینده و همچنین کشف راه درست زندگی پاسخ می‌دهد؛ پاسخ جامع و اطمینان بخشی که موجب حیات روح و سعادت او می‌شود.

در این درس می‌خواهیم بدانیم که پیامبران الهی باید از چه ویژگی‌هایی برخوردار باشند تا امر هدایت الهی بتواند به بهترین شکل ممکن از طریق آنها محقق شود؟

پیامبران چگونه و از چه طریقی پیام هدایت بخش الهی را دریافت کرده و در اختیار انسان قرار می‌دهند؟

چه دلیلی هست که پیامبران در ادعای ارتباط خود با خداوند یعنی ادعای پیامبری، صادق باشند؟

چه تضمینی وجود دارد که آنها در ابلاغ پیام الهی به انسان‌ها دچار هیچ‌گونه خطا و اشتباهی نشوند؟

ویژگی‌های پیامبران

الف) وحی

وحی در لغت معانی گوناگونی از جمله اشاره، پیام، سخن پوشیده، شتاب و عجله، اعلام در خفا و القای کلام یا پیام و نوشته‌ای به دیگران و... را دارد.

این واژه به واسطهٔ این معانی گوناگون، دارای کاربردهای مختلفی در قرآن کریم است.

از بین آنها وحیِ اصطلاحی که عالی‌ترین درجهٔ آن نیز محسوب می‌شود، وحی خداوند به پیامبران است. وحی در این مرتبه، به معنای القای معانی و معارف از سوی خداوند به قلب پیامبر است. از این طریق، برنامهٔ هدایت الهی به پیامبران داده می‌شود و آنان این برنامه را به مردم ابلاغ می‌نمایند.

بر اساس آیات قرآن، دریافت وحی توسط پیامبران به طرق گوناگونی انجام می‌شود:

وَ مَا کَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ ... (سورهٔ شوری، آیهٔ 51)
و شایستهٔ هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و به فرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند.

بر اساس این آیهٔ، گاهی وحی به وسیلهٔ فرشته‌ای که حامل پیام است، انجام می‌گیرد. فرشتهٔ آسمانی، سخن خدا را حکایت می‌کند (یُرسِلَ رَسولًا ...) چنان که قرآن یا بخشی از آن به این طریق یعنی به وسیله جبرئیل بر پیامبر نازل شده است.

گاهی ممکن است خالق جهان، با ایجاد صوت از پشت حجابی با پیامبر خود سخن بگوید (مِن‌وَرَاءِ حِجَابٍ ...) مانند مکالمه‌ای که خداوند در وادی طور با حضرت موسی داشت.

گاهی نیز دستورات الهی مستقیماً به روح و قلب پاک پیامبران، القاء می‌شود و خداوند بدون واسطه با آنان گفت‌وگو می‌کند (إلا وَحیا ...).

طرح یک اشکال

آیا امکان ندارد پیامبر بین القای شیطانی و القای الهی اشتباه کند؟ به عبارت دیگر، پیامبر چگونه می‌فهمد که آنچه دریافت کرده از جانب خداست و نه از طرف شیطان؟

در پاسخ به این اشکال بایستی گفت: اگر پیامبر نتواند وحی الهی را از وحی شیطانی تشخیص دهد، نمی‌تواند به هدایت بشر بپردازد و این با فلسفهٔ ارسال انبیاء از جانب خدا که ریشه در حکمت او دارد، در تناقض است. بنابراین آگاه بودن پیامبر به الهی بودن منبع وحی از ضروریات اصل نبوّت است.

ب) معجزه

پس از آنکه وحی را به‌عنوان مشخصهٔ اصلی پیامبران مورد بحث قرار دادیم، اکنون جای طرح این سؤال است که از کجا می‌توان اطمینان حاصل کرد که فردی که ادعای نبوت می‌کند، با خدا در ارتباط است و آنچه را بیان می‌کند، همان وحی و پیام الهی است؟

فلاسفه و متکلمان، ملاک‌های مختلفی را برای تشخیص این موضوع یعنی صدق ادعای نبوت، مطرح کرده‌اند. برخی از این ملاک‌ها، اوصاف و شرایطی هستند که وجود آنها برای نبوت، شرط لازم است، اگرچه شرط کافی نیست. به عبارت دیگر، اگر فردی، یکی از این اوصاف را نداشته باشد، حتماً نبی نیست اما داشتن این اوصاف هم دلیل قطعی بر نبوت نمی‌باشد. برخی از این اوصاف، عبارت‌اند از اینکه تعالیمی که پیامبر، مردم را به آن دعوت می‌کند، عقلانی باشد؛ انسان‌ها را فقط به اطاعت از خداوند و احتراز از گناه و نافرمانی او دعوت کند؛ ظلم‌ستیزی از ویژگی‌های مشی و روش او باشد و همچنین از اخلاق و رفتار زشت و ناپسند به دور باشد.

دستهٔ دیگری از ملاک‌ها برای تشخیص صداقت فرد در ادعای نبوت، اوصاف و شرایطی هستند که وجود آنها برای اثبات نبوت او کفایت می‌کند، یعنی اگر فردی، واجد این ویژگی‌ها باشد حتماً پیامبر است. خبر دادن پیامبر قبلی از نبوت او و معجزه ـ که در این بخش به‌عنوان یکی از ویژگی‌های نبی به آن می‌پردازیم ـ از این دسته از اوصاف هستند.

مهم‌ترین روش برای تشخیص نبی از غیر او و رایج‌ترین ملاک تعیین صدق ادعای نبوت، معجزه است. از این‌رو، در بسیاری از منابع به بیان همین ملاک برای تشخیص این امر، اکتفا شده است.

معجزه در لغت به معنای ناتوان کننده، و چیزی است که موجب ناتوانی باشد. از همین‌رو، دانشمندان اسلامی برای کار خارق العاده‌ای که پیامبر هم‌زمان با ادعای نبوت و مطابق با آن ادعا و به‌ منظور اثبات ارتباط خود با خدا، انجام می‌دهد و بشر از انجام آن ناتوان است، از نام معجزه بهره گرفته‌اند؛ گرچه قرآن کریم برای این امور از عبارت «آیت» یعنی نشانه و علامت نبوّت استفاده کرده است. این کار خارق‌العاده باید مطابق با ادعای نبی نیز باشد.

براساس این تعریف، معجزه دارای چند رکن است که آن را از امور مشابه جدا می‌سازد:

1- خارق‌العاده بودن: معجزه امری است که بشر از انجام آن ناتوان است.

2- همراه با ادعای نبوت: معجزه باید همراه و هم‌زمان با ادعای نبوت باشد، وجود این ویژگی باعث می‌شود امور خارق‌العادهٔ فوق بشری که پیش از ادعای نبوت رخ داده باشند، معجزه محسوب نشوند. این‌گونه امور، در اصطلاح دانشمندان اسلامی، «ارهاص» نامیده می‌شوند؛ مانند شکسته شدن طاق کسری به هنگام تولد پیامبر اکرم.

3- مطابقت با ادّعا: به این معنا که امر خارق عادتی که انجام می‌شود، با آنچه ادعا شده است مطابقت داشته باشد. به‌عنوان مثال، اگر فردی که ادعای نبوت کرده است، برای اثبات ادعای خود بگوید که از چاه خشکی، آب جاری خواهم کرد اما نه تنها موفق به این کار نشود بلکه سبب خشک شدن چاه پر آب دیگری نیز شود. وی گرچه کار خارق‌العاده‌ای انجام داده است، اما این امر، معجزه تلقی نخواهد شد. این معیار می‌تواند باعث رسوا شدن کسانی گردد که به دروغ، ادعای پیامبری می‌کنند؛ چنان‌که در تاریخ نیز مواردی از این دست ذکر شده است.

اندیشه (صفحهٔ 24 کتاب درسی)

 

برخی از اولیای الهی اموری انجام داده‌اند که خارق عادت است. آیا این امور را می‌توان معجزه نامید؟ چرا؟

ارتباط معجزه با زمان

از آنجا که معجزه باید صدق ادّعای پیامبران را ثابت کند، باید به گونه‌ای باشد که مردم، معجزه بودن آن را درک کنند. لازمه این امر، این است که فوق‌ بشری بودن کاری که پیامبران به‌عنوان معجزه انجام می‌دهند، برای مردم عصر همان پیامبر، قابل درک و آشکار باشد. با توجه به اینکه درک و فهم مردم هر عصر، ارتباط مستقیمی با شرایط و مقتضیات آن زمان دارد، غالباً معجزات پیامبران متناسب با این شرایط و مقتضیات است. امام رضا نیز در پاسخ به سؤال یکی از یاران خود در این رابطه، به همین نکته، اشاره فرمودند.

او از امام پرسید: «چرا خداوند پیامبران را با معجزه‌های مختلف برانگیخت؟ موسی را با معجزهٔ عصا و یدِ بَیضا، عیسی را با معجزۀ بینا کردن کور مادرزاد و شفای بیمار مبتلا به بَرَص و زنده کردن مردگان و محمد را با معجزهٔ قرآن؟

امام فرمودند: زمانی که خداوند حضرت موسی را با معجزهٔ عصا و دست نورانی برانگیخت، سحر و جادو کار مرسومی بود و موسی با این اعجاز بر همهٔ سحر و جادوها غلبه نموده و حجّت را بر مردم تمام کرد.

زمانی که خدا عیسی را با معجزهٔ شفا دادن کور و بیمار مبتلا به بَرَص و زنده کردن مرده‌ها مبعوث کرد، درمان و معالجه‌های مختلف کار مرسوم و شایعی بود و حضرت عیسی نیز با این اعجاز همه را مقهور اعجاز خداوندی ساخت.

حضرت محمّد نیز در زمانی با قرآن مبعوث شد که کار رایج در آن زمان سرودن شعر بود. پیامبر خدا نیز با قرآن بر شعر آنان پیروز شد و حجت را بر آنان تمام کرد.

ج) عصمت

یکی دیگر از ویژگی‌های مهم پیامبران، عصمت است. واژه «عصمت» از ریشه «عصم» در عربی به معنای منع و امساک و در فارسی به معنای نگهداری و جلوگیری است. در تبیین این ویژگی باید گفت: پیامبر، زمانی می‌تواند مسئولیت‌های خود را به درستی انجام دهد که تحت تأثیر هواهای نفسانی قرار نگیرد و مرتکب گناه، خطا و اشتباه نگردد. مردم نیز زمانی گفته‌ها و هدایت‌های وی را می‌پذیرند که مطمئن باشند هیچ‌گاه، مرتکب گناه و اشتباه نمی‌شود زیرا در غیر این صورت به او اعتماد نمی‌کنند و از وی پیروی نخواهند کرد.

ارتباط عصمت با اختیار: در رابطهٔ با عصمت همواره این سؤال مطرح بوده است که آیا برخورداری از عصمت، با اختیار پیامبران منافات دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر، آیا معصوم در عین برخورداری از ویژگی عصمت، همچنان می‌تواند مرتکب گناه، خطا و اشتباه شود یا دیگر قدرتی برای انجام آنها ندارد؟

ویژگی عصمت، توسط خداوند به پیامبر اعطا می‌شود ولی اولاً این اعطا نتیجهٔ دستیابی پیامبر به مقامی است که آن را با انجام اعمال و رفتار خود و به‌صورت کاملا اختیاری کسب کرده است و لذا برای ایشان، فضیلت و ارزش محسوب می‌شود. ثانیاً گرچه با اعطای این مقام، خداوند پیامبر را از ارتکاب هر گونه گناه و خطا و اشتباه، حفظ می‌کند ولی ایشان همچنان قادر به انجام این امور هست و لذا وجود عصمت، باعث سلب اختیار نبی نمی‌شود. اکنون سؤال اینجاست که اگر پیامبر، مجبور به ترک گناه و خطا و... نیست، پس چرا هرگز مرتکب آنها نمی‌شود؟ پاسخ این است که ترک گناه و... از طرف پیامبر، ریشه در علم و تقوای او دارد. در واقع، پیامبر به واسطه بینش عمیقی که نسبت به حقیقت و نتایج هر عملی دارد، درک کاملی از زشتی عصیان در مقابل پروردگار خود دارد و همچنین به دلیل برخورداری از مراتب بالای تقوا از ارتکاب گناه و عصیان خودداری می‌کند. تقوا ویژگی‌ای است که هر کس بدان دست یابد، این قدرت را پیدا می‌کند که در مقابل وسوسه‌های شیطان و هواهای نفسانی بایستد و از صراط مستقیم منحرف نشود. چنین کسی رضای الهی را بر هر امر دیگری ترجیح می‌دهد و به هیچ قیمتی مرتکب کاری نمی‌شود که با رضای خداوند منافات داشته باشد.

تعمیق یادگیری (صفحهٔ 28 کتاب درسی)

 

1- دلیل بیاورید.
الف) لازم است پیامبران، الهی بودن منبع وحی را تشخیص دهند.
ب) امر خارق‌العاده‌ای که مدعی نبوت انجام می‌دهد، باید مطابق با ادعای او باشد.
ج) ترک گناه از جانب پیامبر برای او یک ارزش محسوب می‌شود.

2- ارتباط دهید.
الف) وحی ـ معجزه
ب) هدایت بشر ـ عصمت پیامبر

3- صحیح و غلط را با ذکر دلیل تعیین کنید.
الف) خبر دادن حضرت موسی از نبوت پیامبر اسلام، برای اثبات پیامبری حضرت محمد، امری لازم است نه کافی.
ب) اگر پیامبری در مقام اجرای وحی، معصوم نباشد، امکان انحراف در تعالیم الهی پیدا می‌شود.
ج) وحی در قرآن به معنای القای معانی و معارف از سوی خداوند به قلب پیامبر است.

هم اندیشی (صفحهٔ 28 کتاب درسی)

 

1- فردی می‌گوید: «اگر قرآن که کلام الهی است می‌تواند معجزه باشد، چرا وحیی که به سایر انبیاء مانند حضرت موسی صورت می‌گرفت، به‌عنوان معجزه مطرح نشد»؛ پاسخ او را چگونه می‌دهید؟

2- شخصی می‌گوید: «اگر عصمت پیامبران، جبری نیست و پیامبران در عین برخورداری از عصمت، مختار هستند، چرا هرگز هیچ پیامبری گناه نکرده است؟!»؛ پاسخ او را چگونه می‌دهید؟

تحقیق کنید (صفحهٔ 29 کتاب درسی)

 

1- با مراجعه به قرآن کریم، آیاتی که نشان دهد به غیر پیامبر هم وحی می‌شود پیدا کنید و به کلاس ارائه دهید.

2- آیا القای وحی از طرف غیر خدا در قرآن کریم مطرح شده است یا خیر؟ آیا این القا از منبع خیر بوده یا نه؟

پراکندگی پیروان ادیان الهی و مکاتب بشری
درس 2: ویژگی‌های پیامبران